رهایی

مهــربــان پــروردگــارم .............

از من دور نیستی که به دوردستها بنگرم !

از دیده ام نرفته ای که دیدنت راآرزو کنم !

پنهان نبوده ای که برای پیداکردنت ازپای درایم !

با همه ی ناپیدایی درهمه جاپیدایی ...

الهی ،تو در جویبار رگ هایم جریان داری !

در همه ی نفسهایم جاری هستی !

درشگفتی های وجودم بودنت رابه تماشاگذاشته ای

هر تپش دلم تو را فریاد می زند !

خدایا در کعبه چرا؟تو در دیده ی منی...

سرگشتگی ، در بادیه ها چرا ؟!

تو در دل منی ...

در بی سوئی ها و بی کرانگی ها چرا ؟!

تو در جان منی .....

/ 2 نظر / 11 بازدید
نیلوفر

وب متفاوت و بسیار خوبی دارین

محمد داداشی

خدایا وقتی به تو فکر میکنم تازه میفهمم که تویی آرزوی من آنگاه از همه فاصله میگیرم شاید بدانی بی تو هیچم با نگاه کبودم حقیرانه نزدیکت شوم و آنقدر میگریم تا به تو برسم من عاشق نگاه توام همان نگاهی که پر از لطف و بخشش بر من گناهکار است خدایا کاش به حکمتت پی ببرم چگونه عاشقانه دوستم داری و من بی خبر ازین لطف تو... خدایا ممنونم ........... بابت همه داشته ها ونداشته ها.....