سفرآرام


عازم یک سفرم ،سفری دور به جایی نزدیک .سفری از خود من تا به خودم،سفری ازخودمن تابه خدا،مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست …

زیر پلکت سایبانم میدهی ؟ سوختم آیا پناهم میدهی ؟

زیر پلکت سایبانم میدهی ؟

سوختم آیا پناهم میدهی ؟

آتشی افتاده بر جان و دلم،

قطره آبی بر لبانم میدهی ؟

میهمان جان جانان گر شوم،

میزبانی را نشانم میدهی ؟

تا بیاسایم دمی در پای عشق،

زیر چترت سر پناهم میدهی ؟

ای جواب پرسش بی پاسخم،

عشق را آیا نشانم میدهی ؟

   + یک معلم - ٩:٢۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/۱٢