سفرآرام


عازم یک سفرم ،سفری دور به جایی نزدیک .سفری از خود من تا به خودم،سفری ازخودمن تابه خدا،مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست …

انسان شادمان قادر نیست کاری نادرست انجام دهد- نه در مورد خودش نه در مورد دیگران.

انسان شادمان قادر نیست کاری نادرست انجام دهد- نه در مورد خودش نه در مورد دیگران. در او توانایی انجام کارهای نادرست اصلا وجود ندارد. اما انسان غمگین، ناگزیر از انجام کارهای نادرست است. او ممکن است گمان کند در حال انجام کارهای خوب است اما هرگز نخواهد توانست کارهای خوب انجام دهد. اگرچه او قصد انجام کارهای خوب را دارد نتیجه، هیچگاه خوب از آب در نخواهد آمد. ممکن است گمان کند به مردم عشق می ورزد اما او در لباس عشق بر مردم سوار می شود. ممکن است گمان کند خدمتگزاری بزرگ برای مردم است اما او سیاست پیشه ای بیش نیست. به بهانه خدمتگزاری قصد سوار شدن بر مردم را خواهد داشت. انسان غمگین از انجام کارهای خوب ناتوان است. از این رو می توان پرهیزگاری را تنها یک چیز دانست: شادمانی. و گناه را می توان تنها یک چیز دانست: غمگینی. غمگینی گناه است و شادمانی، پرهیزگاری. تنها پیام من به رهروان این است: خندان باشید. شادمان باشید. به رقص درآیید. به آواز درآیید تا آنگاه هرکاری انجام می دهید درست و صواب باشد.

  ادامه مطلب  
   + یک معلم - ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۱٢/۱٤