سفرآرام


عازم یک سفرم ،سفری دور به جایی نزدیک .سفری از خود من تا به خودم،سفری ازخودمن تابه خدا،مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست …

دوست

 

ـ دوست یعنی کسی که وقتی هست آروم باشی و وقتی نیست

 چیزی توی زندگیت کم باشه

ـ دوست یعنی اون جمله های ساده و بی منظوری که میگی و

 خیالت راحته که ازش هیچ سوء تعبیری نمی شه

ـ دوست یعنی یه دل اضافه داشتن برای اینکه بدونی هر بار دلت

 می گیره یه دل دیگه هم دلتنگ غمت می شه
ـ دوست یعنی وقت اضافه ؛ یعنی تو همیشه عزیزی حتی توی

 وقت اضافه
ـ دوست یعنی تنهایی هام رو می سپرم دست تو چون شک ندارم

 می فهمیش
ـ دوست یعنی یه راه دو طرفه٬ یه قدم من یه قدم تو ؛ اما بدون

 شمارش و حساب و کتاب

ـ دوست یعنی من از بودنت مفتخر و سربلندم نه سر به زیر و

 شرمنده 

ادعا نمی کنم که همیشه به یاد دوستانم هستم ولی ادعا می کنم

 که لحظاتی که به یادشون نیستم هم دوستشون دارم

دوست خوبم از بودنت ممنونم!!!

   + یک معلم - ٥:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٢/۱۳