سفرآرام


عازم یک سفرم ،سفری دور به جایی نزدیک .سفری از خود من تا به خودم،سفری ازخودمن تابه خدا،مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست …

 

   + معصومه بیگلری - ۸:٢٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/٢٧

 

   + معصومه بیگلری - ۸:٢٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/٢٧

 

   + معصومه بیگلری - ۸:٢٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/٢٧

تفاوت

   + معصومه بیگلری - ۸:۱٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/٢٧

 

ای صبا با تو چه گفتند که خاموش شدی؟

چه شرابی به تو دادند که مدهوش شدی؟

تو که آتشکده عشق و محبت بودی چه بلا رفت که خاکستر و خاموش شدی؟

تو به صد نغمه ٬ زبان بودی و دلها همه گوش چه شنفتی که زبان بستی و خود گوش شدی ؟

خلق را گرچه وفا نیست ولیکن گل من نه گمان دار که رفتی و فراموش شدی ...!

برگرفته ازوبلاگ میکاییل


   + معصومه بیگلری - ٤:۳٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/٢٦

تاوان

کسی چه میداند...

شاید زجری که آدم ها میکشند تاوان نادیده گرفتنه ... .

هر چیزی که نداریم، چیزیه که از کسی دریغش کردیم!

 اگه احساس میکنین کسی که دوستش دارین..

نسبت بهتون بی محبته،

در زندگیتون بگردید و ببینید کجا محبتتون رو از کسی که

دوستتون داشته دریغ کردید...!

 

 آدما سنگ نیستند...

 

احساس دارند...

 

بالاخره هر آدمی به خاطر نادیده گرفتن انسانی در زندگی...

تاوان میده ...!

برگرفته ازوبلاگ میکاییل

 

 

 

   + معصومه بیگلری - ۳:٥٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/٢٦

ساعت شنی

   + معصومه بیگلری - ۳:٢۸ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/٢٦

 

خدایا جای سوره ای بنام عشق درقرآنت خالیست.

که اینگونه آغازشود:

وقسم به روزی که قلبت را میشکنند

وجزخدایت مرهمی نخواهی یافت.

 

 

   + معصومه بیگلری - ۳:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٥/۱۱/٢٦