سفرآرام


عازم یک سفرم ،سفری دور به جایی نزدیک .سفری از خود من تا به خودم،سفری ازخودمن تابه خدا،مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست …

 

ﺑﺎ ﯾﮏ ﻧﺎﺑﯿﻨﺎ ﻣﯿﺸود ﺁﻫﻨﮓ ﮔﻮﺵ ﮐﺮﺩ؛

ﺑﺎ ﯾﮏ ﮐﺮ ﻭ ﻻﻝ ﻣﯿﺸود ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ؛

ﺑﺎ ﯾﮏ ﻣﻌﻠﻮﻝ ﺫﻫﻨﯽ ﻣﯿﺸود ﺭﻗﺼﯿﺪ؛

ﺑﺎ ﯾﮏ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﺳﺮﻃﺎﻧﯽ ﻣﯿﺸود از زندگی گفت؛

ﺑﺎ ﯾﮏ ﺁﺩﻡ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺭﻭﯼ ﻭﯾﻠﭽﺮ ﻣﯿﺸود قدم زد

 

ولی ....

ﺑﺎ یک ﺁﺩﻡ بی احساس

ﻧﻪ ﻣﯿﺸود ﺣﺮﻑ ﺯﺩ،

ﻧﻪ ﺑﺎﺯﯼ ﮐﺮﺩ ،

ﻧﻪ ﻗﺪﻡ ﺯد ؛

ﻭ ﻧﻪ ﺷﺎﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺮﺩ !!!!

 

یک ضرب المثل چینی می گوید :

برنج سرد را می توان خورد. 

چای سرد را می توان نوشید

اما ....

نگاه سرد را ، نمی توان تحمل کرد !!.....

✨از آدم های پر توقع فاصله

               بگیر...

مقیاست را بخه هم می ز نند ...

و حرمت مهرت را میشکنند !!!

چون آنها حافظه ضعیفی دارند

 خوبیها را زود فراموش میکنند✨

   + یک معلم - ۱٢:٥۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢٩

برگرفته ازوبلاگ دل حریم کبریا

 

 

بگذر از نی،من حکایت میکنم

وز جدایی ها شکایت میکنم

نی کجا ،این نکته ها آموخته ؟

نی کجا داند ،نیستان سوخته ؟

بشنو از من ،بهترین راوی منم

راست خواهی هم نی و هم نی زنم

نشنو از نی، ‌نی حصیری بینواست

بشنو از دل، دل حریم کبریاست

نی بسوزد خاک و خاکستر شود

دل بسوزد خانه ی دلبر شود .

   + یک معلم - ٧:٠٢ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢٤

تولد

تولدتون مبارک دوست بی وفای من.

نتیجه تصویری برای تصاویر گل قرمز آتشین

   + یک معلم - ۱٢:۱٤ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢۳

آب وماهی

بیاتاقدریکدیگربدانیم

 

ماهى به آب گفتا ، من عاشق تو هستم..

از لذت حضورت ، مى را نخورده مستم!!

 

آیا تو میپذیرى ، عشق خدائیم را ؟..

تا این که بر نتابى ، دیگر جدائیم را؟!!

 

آب روان به ماهى ، گفتا که باشد اما..

لطفا بده مجالى ، تا صبح روز فردا!!

 

باید که خلوتى با ، افکار خود نمایم..

اینجا بمان که فردا ، با پاسخت بیایم!!

 

ماهی قبول کرد و ، آب روان گذر کرد..

تنها براى یک شب ، از پیش او سفر کرد!!

 

وقتى که آمدش باز ، تا این که گوید آرى..

یک حجله دید و عکسى ، بر آن به یادگارى!!

 

خود را ز پیش ماهى ، دیشب که برده بودش..

آن شاه ماهى عشق ، بى آب مرده بودش!!

 

نالید و یادش افتاد ، از ماهى آن صدایی..

وقتى که گفت با عشق ، میمیرم از جدایى!!

 

ای کاشک آب می ماند ، آن شب کنار ماهی..

ماهی دلش نمی مرد ، از درد بی وفایی!!

 

آری من و شما هم ، مانند آب و ماهی..

یک لحظه غفلت از هم ، یعنی همین جدایی

   + یک معلم - ۱٢:۳٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢٢

سر کاری

پرسیدم : اگرمشکلی برام پیش بیادوبه شمانیازداشته باشم،آیادرکنارم هستی؟ گفتید: حتما.

گفتم :حالم خوب نیست ،میایید کنارم وبه دیدنم؟ گفتید:حتما.

امانه حالم راپرسیدید،نه به دیدنم آمدید ونه.....

به نطرمن به اینامیگن " قولهای سرکاری"

   + یک معلم - ٥:٥٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢۱

پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده ا ست.

پشت هر زندگی زیبا، شکلی از درد بوده است!

 

می‌افتید، بلند می‌شوید، اشتباه زندگی می‌کنید، یاد می‌گیرید. 

شما انسانید، کامل نیستید. ضربه خورده‌اید اما هنوز زنده‌اید. 

به این فکر کنید که زنده بودن، نفس کشیدن ،فکر کردن، لذت بردن و دنبال کردن چیزهایی که دوست دارید، چقدر عالی است. 

گاهی اوقات در سفر زندگی دچار ناراحتی‌ می‌شوید اما هنوز زیبایی‌های زیادی باقی است. حتی اگر آسیب دیدیم، باید بتوانیم روی پایمان بایستیم، 

چون هیچوقت نخواهیم دانست چه چیز در زندگی انتظارمان را می‌کشد.

 

عبارت تاکیدی:

من ذهن خود را از بند گذشته ها رها میکنم.🌸🌸🌸🌸

   + یک معلم - ٧:٢٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢۱

مداد

ﺩﺭ ﻣﺪﺍﺩ ﭘﻨﺞ ﺻﻔﺖ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺍﮔﺮ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺸﺎﻥ ﺑﯿﺎﻭﺭﯼ، ﺑﺮﺍﯼ ﺗﻤﺎﻡ ﻋﻤﺮﺕ ﺑﺎ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﻪ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯽ ﺭﺳﯽ :

ﺻﻔﺖ ﺍﻭﻝ :

ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﯽ ﮐﺎﺭﻫﺎﯼ ﺑﺰﺭﮒ ﮐﻨﯽ، ﺍﻣﺎ ﻫﺮﮔﺰ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ

ﺩﺳﺘﯽ ﻭﺟﻮﺩ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺣﺮﮐﺖ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻫﺪﺍﯾﺖ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ .

ﺍﺳﻢ ﺍﯾﻦ ﺩﺳﺖ ﺧﺪﺍﺳﺖ،

ﺍﻭ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﺍﺵ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﻫﺪ .

ﺻﻔﺖ ﺩﻭﻡ :

ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﺯ ﺁﻥ ﭼﻪ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﯽ ﺩﺳﺖ ﺑﮑﺸﯽ ﻭ ﺍﺯ ﻣﺪﺍﺩ ﺗﺮﺍﺵ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯽ .

ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻣﺪﺍﺩ ﮐﻤﯽ ﺭﻧﺞ ﺑﮑﺸﺪ ﺍﻣﺎ ﺁﺧﺮ ﮐﺎﺭ، ﻧﻮﮐﺶ ﺗﯿﺰ ﺗﺮ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ

ﻭ ﺍﺛﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ ﻇﺮﯾﻒ ﺗﺮ ﻭ ﺑﺎﺭﯾﮏ ﺗﺮ،

ﭘﺲ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺭﻧﺞ ﻫﺎﯾﯽ ﺭﺍ ﺗﺤﻤﻞ ﮐﻨﯽ،

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﻧﺞ ﺑﺎﻋﺚ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺑﻬﺘﺮﯼ ﺷﻮﯼ .

ﺻﻔﺖ ﺳﻮﻡ :

ﻣﺪﺍﺩ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﯾﮏ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ، ﺍﺯ ﭘﺎﮎ ﮐﻦ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﮐﻨﯿﻢ .

ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﺗﺼﺤﯿﺢ ﯾﮏ ﮐﺎﺭ ﺧﻄﺎ، ﮐﺎﺭ ﺑﺪﯼ ﻧﯿﺴﺖ،

ﺩﺭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﺮﺍﯼ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﺴﯿﺮ ﺩﺭﺳﺖ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﯼ، ﻣﻬﻢ ﺍﺳﺖ .

ﺻﻔﺖ ﭼﻬﺎﺭﻡ :

ﭼﻮﺏ ﯾﺎ ﺷﮑﻞ ﺧﺎﺭﺟﯽ ﻣﺪﺍﺩ ﻣﻬﻢ ﻧﯿﺴﺖ،

ﺯﻏﺎﻟﯽ ﺍﻫﻤﯿﺖ ﺩﺍﺭﺩ ﮐﻪ ﺩﺍﺧﻞ ﭼﻮﺏ ﺍﺳﺖ .

ﭘﺲ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﺮﺍﻗﺐ ﺑﺎﺵ ﺩﺭﻭﻧﺖ ﭼﻪ ﺧﺒﺮ ﺍﺳﺖ.

ﻭ ﺳﺮﺍﻧﺠﺎﻡ

ﭘﻨﺠﻤﯿﻦ ﺻﻔﺖ ﻣﺪﺍﺩ :

ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﺩ .

ﭘﺲ ﺑﺪﺍﻥ ﺍﺯ ﻫﺮ ﮐﺎﺭﺕ ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﺩﯼ ﺑﻪ ﺟﺎ ﻣﯽ ﮔﺬﺍﺭﯼ .

ﺳﻌﯽ ﮐﻦ ﺣﺮﮐﺎﺕ ﺗﻮ ﻫﺸﯿﺎﺭﺍﻧﻪ ﺑﺎﺷﺪ

   + یک معلم - ٧:٢۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢۱

 

مشکلی که من با لغت "معلولیت" دارم این است که

به محض شنیدن معلولیت، همه به یاد کسانی می افتند که نمی بینندیا نمی شنوند یا نمیتوانند راه بروند.

.

.

 

در حالی که اینها اگر هم معلولیت باشد، ساده ترین شکل آن است.

.

.

 

آنها که احساس در وجودشان مرده است را معلول نمیدانیم.

آنها که نمیتوانند یا نمیخواهندیا نیاموخته اند که صادقانه در مورد احساسشان حرف بزنند را معلول نمیدانیم.

 

آنها که نمیتوانند دوستی های خوب و بلندمدت بسازند را معلول نمیدانیم.

 

آنها که نمیتوانند بفهمند که در زندگی چه میخواهند را معلول نمیدانیم.

 

آنها که چشمشان جز خودشان نمی بیند را معلول نمیدانیم.

 

آنها که دستشان به امید نمیرسد.

و در انتظارند که دیگران امید و انگیزه را پیش پایشان قرار دهند را معلول نمیدانیم.

 

این "معلولیت های واقعی"

 را نمی بینیم.

و از اینکه دست و پا و چشم و گوش داریم، احساس سلامت میکنیم !

"جامعه شناس ..

 فرد راجرز"

   + یک معلم - ٧:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢۱

دوست داشتن ممنوعه

چقدر دوست دارم دوست داشتنت را !
دوست داشتن تویی که ممنوع ترینی برای من
چقدر دلم هوایت را دارد !
هوای تویی که حق نفس کشیدن در هوایت را ندارم
چقدر آرامش میدهی به من !
تویی که حق آرامش گرفتن از وجودت را ندارم
چقدر زیبا نوازش میکنی روحم را !
تویی که حق نوازش روحت را ندارم
چقدر خوب است بودنت !
تویی که حق با تو بودن را ندارم ...
بیادت و برایت نوشتن زیباست...
بخوان و دم مزن ،
میخواهمت

   + یک معلم - ۱٢:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٢۱

انتظار

   + یک معلم - ٩:٠٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٦

دلت دریاباشه

میدونی چرا میگن” دلت دریا باشه” وقتی یه سنگو تودریا میندازی فقط برای چند ثانیه اونو متلاطم میکنه وبرای همیشه محو میشه ولی اون سنگ تا ابد ته دل دریا موندگاره سعی کنیم مثل دریا باشیم... فراموش کنیم سنگهایی که به دلمون زدن با اینکه سنگینیشونو برای همیشه توی دلمون حس می کنیم....


   + یک معلم - ٩:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٦

فقط خودت باش

برای اینکه قهرمان زندگی خودت باشی،
لازم نیست حتما تو زندگیت اتفاقای فوق العاده بیافته،
یا خیلی آدم خاصی باشی !

کافیه خودت باشی
و فقط با تمام وجود زندگی کنی ...

زندگی همین روزمرگی هایی است
که تو می تونی بهشون رنگ عشق بزنی
و اونها رو دلچسب و شیرین کنی ...

   + یک معلم - ٥:۱۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٤

صبوری یک قدرت است

هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن!
روز خوب به تو شادی میدهد ، روز بد به تو تجربه و بدترین روز به تو درس می دهد!
فصل ها برای درختان ،هر سال تکرار میشود
اما فصلهای زندگی انسان تکرار شدنی نیست !!!
تولد … کودکی … جوانی … پیری و دیگر هیچ …
تنها زمانی صبور خواهی شد که صبر را یک قدرت بدانی نه یک ضعف !
آنچه ویرانمان میکند روزگار نیست
حوصله های کوچک و آرزوهای بزرگ است …

باور داشته باش زندگی قانون باورها و لیاقت هاست
و تو لایق هر آنچه بخواهی هستی !!!


   + یک معلم - ٥:٠٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٤

هیچ روز زندگی ات راسرزنش نکن

گاهى خودت رامثل یک کتاب ورق بزن،انتهای بعضی فکرهایت " نقطه" بگذار که بدانی باید همانجا تمامشان کنی. بین بعضی حرفهایت "کاما" بگذار که بدانی باید با کمی تامل ادایشان کنی .پس از بعضی رفتارهایت هم "علامت تعجب" و آخر برخی عادت هایت نیز علامت "سوال" بگذار .تا فرصت ویرایش هست... خودت را هر چند شب یکبار ورق بزن... حتی بعضی از عقایدت را حذف کن ... اما بعضی را پر رنگ...هرگز هیچ روز زندگیت را سرزنش نکن !روز خوب به تو شادی میدهد،روز بد به تو تجربه،و بدترین روز به ت�

   + یک معلم - ٥:٠۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱٤

باعث مرگ گل سرخ مبادابشوی!

گاهی اوقات صلاح است که تنها بشوی

چون مقدر شده تکخال ورقها بشوی

گاهی اوقات قرارست که در پیله ی درد

نم نمک شاپرکی خوشگل و زیبا بشوی

گاهی انگارضروری ست بِگندی درخود

تا مبدل به شرابی خوش و گیرا بشوی

گاهی ازحمله ی یک گربه،قفس میشکند

تا تو پرواز کنی،راهی صحرا بشوی

گاهی از خار گل سرخ برنجی بد نیست

باعث مرگ گل سرخ مبادا بشوی

گاهی ازچاه قرارست به زندان بروی

آخرقصه همآغوش زلیخا بشوی

من فقط دلنگرانم که خدا ناکرده

بهترین دوست! تو یکروز یهودا بشوی ...


   + یک معلم - ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱۱

یک جمله ازبودا

بزرگترین رنج انسان خواسته است.

   + یک معلم - ۱:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱۱

قطره عسل

مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود،پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید...

باز عزم رفتن کرد، اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد، پس بر آن شد تا خود را در عسل بیاندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد... مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد...اما افسوس که نتوانست از آن خارج شود،پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت...
در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد....
یکی از حکماء می گوید:
دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ!
پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد،و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک می شود.!!
اللهم لا تعلقنا إلا بک یا ربى!!

   + یک معلم - ٩:٤٦ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۸

 

سیاه پوشیده بود ، به جنگل آمد .. من هم استوار بودم و تنومند !
من را انتخاب کرد ...
دستی به تنه و شاخه هایم کشید تبرش را در آورد و ...زد .. زد .. محکم و محکم تر ...
به خود میبالیدم ، دیگر نمی خواستم درخت باشم ، آینده ی خوبی در انتظارم بود !
می توانستم یک قایق باشم شاید هم چیز بهتری
درد ضربه هایش بیشتر می شد و من هم به امید روز های بهتر توجهی به آن نمی کردم
سوزش تبر هایش بیشتر می شد که ناگهان چشمش به درخت دیگری افتاد ، او تنومند تر بود ...!
مرا بی رحمانه رها کرد با زخم هایم ، او را برد ... و من ماندم با زخمهایی که به من زده بود
و من که نه دیگر درخت بودم ، نه تخته سیاه مدرسه ای ، نه عصای پیر مردی ...
خشک شدم ...!
- - - - - - - - - - -
می گویند این رسم شما انسانهاست قبل از آن که مطمئن شوید انتخاب می کنید
و وقتی با ضربه هایتان طرف مقابل را آزار می دهید او را به حال خودش رها می کنید
بازی با احساسات مثل داستان تبر و درخت می مونه ..
ای انسان ، تا مطمئن نشدی تبر نزن !
تا مطمئن نشدی ، احساس نریز ...
دیگری زخمی می شود ...
خشک می شود...........!

   + یک معلم - ٩:٤٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٦

 

بهای سنگینی دادم تا فهمیدم کسی که قصد ماندن ندارد ، باید راهی کرد.

(سیمین دانشور)

 بدترین قسمت زندگی انتظار کشیدن است و بهترین قسمت زندگی داشتن کسی ست که ارزش انتظار کشیدن را داشته باشد . (ریچارد باخ)

 اثر انگشت ما از قلب هایی که لمسشان کردیم هیچ وقت پاک نمی شوند.             

(چارلز بوکوفسکی)

 ای کاش انسانها همان قدر که از ارتفاع میترسیدند کمی هم از پستی هراس داشتند .

(دکتر علی شریعتی )

 وقتی میخواهی موفقیت خود را ارزیابی کنی ، ببین چه را از دست داده ای که این را به دست آورده ای .

(دالایی لاما )

 جهان جای خطرناکی است نه به خاطر افراد ستمگر بلکه به خاطر وجود افرادی که در مقابل انها نمی ایستند .

( آلبرت اینشتین)

 تجربه نام مستعاری است که بر خطا های خود می گذاریم(اسکار وایلد)

 بعضی ها آب را گل آلود میکنند تاکه عمیق به نظر رسند .(نیچه )

آدم ها لالت میکنند بعد هی میپرسند چرا حرف نمی زنی ؟( نیل سایمون ) 

تو زندگی حقایقی هست که میشه فهمید ولی نمیشه فهموند(الپاچینو )

   + یک معلم - ٤:۳٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٥

 

💢خداوندا،

تو را چه کسی 

در

 "آغوش"

 میگیرد       

که اینگونه آرامش داری💠

💫بگو تا در آغوشش

جای گیرم

که دلم

سخت طوفانی است.

دلم آرامش میخواهد،

آغوش باز کن

 

که آرامش فقط در حضور توست💠🔹🔸

   + یک معلم - ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٥

 

"نتیجه تحقیقاتی که چندی پیش در سایت پرفسور سمیعی منتشر شده برای علم روانشناسی بسیار بینظیر بود:

1.وقتی از منظره ای یاازدیدن چیزی لذت میبریدواز ان به صورت کلامی تعریف میکنید واهل به به وچه چه کردن هستید میزان ترشح ماده ای به نام کورتیکوتروفین را در مغز افزایش میدهید که این هورمون وظیفه تامین انرژی لازم بدن برای مقابله با استرس وشرایط بحران اضطراب رادارد....

 2.وقتی شما یک گلبرگ یاهرچیز لطیفی رالمس میکنیدواحساس خوشایندی دارید ترشح این هورمون افزایش می یابد.

3.وقتی شما دست میزنید، یابه اصطلاح کف میزنید حتی در یک کنفرانس یا مهمانی ،میزان ترشح این ماده را درخون افزایش میدهید.

پس درود برکسانی که ازهرچیز لذت بخش که میبینند وحس میکنند تعریف میکنند! درود برانانی که عادت دارند چشمهایشان راپرکنند از زیباییهای بینظیر طبیعت!درود برانانی که وقتی قرار است کف بزنند به افتخار کسی بیرمق ورفع تکلیف این کار رانمیکنند!چقدرخوب است که بدانیم رفتارما ولذت های ما چه بصری وچه لمسی باعث ترشح بیشتر ماده های موثر مغز در ارامشمان شود....پس یادت باشد لذتهایت را به زبان بیاور مغزت هوشیارانه انرادریافت میکند.


   + یک معلم - ٤:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٥

 

"نتیجه تحقیقاتی که چندی پیش در سایت پرفسور سمیعی منتشر شده برای علم روانشناسی بسیار بینظیر بود:

 

1.وقتی از منظره ای یاازدیدن چیزی لذت میبرید

واز ان به صورت کلامی تعریف میکنید واهل به به وچه چه کردن هستید میزان ترشح ماده ای به نام کورتیکوتروفین را در مغز افزایش میدهید که این هورمون وظیفه تامین انرژی لازم بدن برای مقابله با استرس وشرایط بحران اضطراب رادارد....

 

2.وقتی شما یک گلبرگ یاهرچیز لطیفی رالمس میکنیدواحساس خوشایندی دارید ترشح این هورمون افزایش می یابد.

3.وقتی شما دست میزنید، یابه اصطلاح کف میزنید حتی در یک کنفرانس یا مهمانی ،میزان ترشح این ماده را درخون افزایش میدهید.

 

پس درود برکسانی که ازهرچیز لذت بخش که میبینند وحس میکنند تعریف میکنند!

 

درود برانانی که عادت دارند چشمهایشان راپرکنند از زیباییهای بینظیر طبیعت!

 

درود برانانی که وقتی قرار است کف بزنند به افتخار کسی بیرمق ورفع تکلیف این کار رانمیکنند!

چقدرخوب است که بدانیم رفتارما ولذت های ما چه بصری وچه لمسی باعث ترشح بیشتر ماده های موثر مغز در ارامشمان شود....

پس یادت باشد لذتهایت را به زبان بیاور مغزت هوشیارانه انرادریافت میکند.

   + یک معلم - ٤:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٥

 

شیشه ی دل را شکستن، احتیاجش سنگ نیست

 

میروم من خود، نیازی بر نزاع و جنگ نیست

 

می روم صد شهر دور از قلبهای رنگ رنگ

 

وقتی از صد قلبِ این دنیا یکی یکرنگ نیست

   + یک معلم - ٤:۳٠ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٥

 

همه مارا از

" چوب خدا " ترساندند

ولی!!!!

یکی !!!!

به " بوسه خدا " 

امیدوارمان نکرد.

 

در حالیکه خداوند کلامش را همیشه با "الرحمن و الرحیم" آغاز میکند...

 

بارش بوسه های "بی منت" خداوند را برایتان آرزومندم.

   + یک معلم - ٤:٢٩ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/٥

 

خدایامگه من تورو نمی شناسم یادوستت ندارم یاحرفاتوگوش نکردم،یاکارهایی روکه گفتی درست انجام ندادم، من که حتی الامکان سعی میکنم، اونطوری که خودت گفتی عمل کنم.خدایامن تمام سعی ام این است که به توبرسم، حالاچرااینجوری میشه که من بایدخودم روپیش بنده تو بشکنم؟خودم روخواروحقیروکوچک کنم؟

  ادامه مطلب  
   + یک معلم - ٩:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٤/٢/۱