سفرآرام


عازم یک سفرم ،سفری دور به جایی نزدیک .سفری از خود من تا به خودم،سفری ازخودمن تابه خدا،مدتی هست نگاهم به تماشای خداست و امیدم به خداوندی اوست …

 

   + یک معلم - ۱:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۳۱

 

          فهرستی از موتورهای جستجو       معروفترین موتورهای جستجو

  

راههایی برای بدست آوردن آرامش در هر شرایطی

 

بعضی مواقع پیش می آید که مرتب این طرف و آن طرف می دوید حتی بیست دقیقه وقت برای تمدد اعصاب زمان ندارید. شاید قرار یک مصاحبه شغلی بسیار مهم داشته باشید، یا می خواهید نمایشگاه برگزار کنید، یا هر موقعیت دیگری که فشار روانی زیادی بر شما وارد می کند را بگذرانید. در این وضعیت احتمالاً به دنبال راهی می گردید تا بتوانید بر اعصاب خود مسلط شوید و مسئولیت های خود را به نحو احسن انجام دهید. بنابراین سعی شده است در ابن مقاله در مورد راههایی برای ایجاد آرمش روحی بحث می کنیم که قبلاً توسط متخصصین امر به کار گرفته شده و موفق بوده است.

 دید پیرامونی

به دیوار مقابل خود و به نقطه ای که درست مقابل شماست نگاه کنید. این کار را ادامه دهید و کمی تمرکز کنید. بعد از کمی متوجه می شوید همانطور که شما روی این نقطه تمرکز کرده اید بقیه اتاق کمی تیره یا مبهم می شود که به آن اصطلاحاً دید تونلی می گویند. ما از این دید تونلی برای تماشای تلویزیون یا استفاده از کامپیوتر استفاده می کنیم. وقتی که به صفحه نمایش تلویزیون یا کامپیوتر نگاه می کنید فقط آن صفحه نمایش را می بینید. حتی وقتی که با کسی صحبت می کند و روی صحبت خود تمرکز دارید فقط چشمها یا قسمتی از صورت طرف مقابل را می بینید و بقیه صورت را نادیده می گیرید. این نگاه تونلی که سبب تمرکز ما بر یک چیز خاص می شود همراه با نگرانی، افزایش آدرنالین، استرس و ... همراه است.

اما راهی دیگر هم برای نگاه کردن به چیزهای اطراف وجود دارد. که بهتر است آن را اکنون تجربه کنید. نگاه خود را روی آن نقطه نگه دارید و شروع به گسترش دامنه دید خود بکنید و سعی کنید بیشتر و بیشتر به آنچه در اطراف آن نقطه وجود دارد توجه کنید، به زودی می توانید چیزهایی را در اطراف خود ببینید.حتی می توانید دامنه دید را به پشت سر خود هم گسترش دهید. البته منظور این نیست که مرتب برگردید و به پشت سر خود نگاه کنید اما می توانید از شنوایی خود برای آگاهی از آنچه در پشت سر شماست استفاده کنید.

این نوع نگاه کردن را دید پیرامونی می نامیم. حال اگر سعی کنید دید پیراممونی را در خود تقویت کنید متوجه می شوید که نفس های شما آرام تر و عمیق تر می شوند، عضلات صورت شما شل می شود (بخصوص عضلات فک) و حتی می توانید به اطرافیان خود که در شرایط استرس به سر می برند احساس آرامش بدهید.

جالب اینجاست که به نظر می رسد وقتی شما به حالت دید پیرامونی فرو می روید (مانند آنجه در بالا توضیح داده شد)، اعصاب پاراسمپاتیک شما فعال می شود. این قسمتی از اعصاب شماست که سبب آرامش می شود و سبب تعادل تحریکات می شود.

بسیار خوب اکنون به چشمان خود اجازه دهید به حالت عادی برگردد. دید پیرامونی در سخنرانی در یک جمع عمومی به شما کمک می کند. این روش نه تنها به شما آرمش می دهد بلکه می توانید کل شنوندگان را ببینید و تحرکات و عکس العمل های آنها را زیر نظر داشته باشید.

روی تنفس خود تمرکز کنید.

فقط چشمهای خود را ببندید و بر تنفس خود تمرکز کنید. به هیچ وجه سعی نکنید در ریتم تنفس خود تأثیر بگذارید. هر چند احتمالاً بعد از مدتی تنفس شما به حالت عادی باز می گردد.

تنفس یک امر ناخودآگاه است اما شما می توانید آنرا به صورت ارادی کنترل کنید. توجه کردن به یک کار ناخودآگاه مانند تنفس می تواند سبب ایجاد تغییر در عملکرد اعضای بدن شود.

تمرکز

اینکه شما به کدام قسمت از بدن خود توجه داشته باشید در احساسات شما تأثیرگذار است. و حتی می تواند بر قدرت شما تأثیر بگذارد. این پدیده را سالها قبل کسانی که در سنت های خود اعمال یوگا را اجرا می کردند کشف کرده بودند.

تمام توجه خود را به چند سانتی متر زیر ناف خود و در مرکز بدن بین شکم و پشت معطوف نمایید. یعنی درست مرکز بدن در همین حالت مستقیماً به جلو نگاه کنید و به دید پیرامونی فرو روید. به بدن خود اجازه دهید شل و آرام باشد. و مطمئن باشید زانوهای شما قفل نشده است شما می توانید این تمرکز را در نقطه مرکزی بدن در هر شرایط مکانی و زمانی داشته باشید. و در این حالت بدن شما نمی تواند احساس تشویش را تجربه کند.

یک هاله انرژی بسازید.

تصور کنید هاله ای از انرژی از مرکز بدن شما آغاز شده و شما را احاطه کرده است درست مانند فیلم های علمی تخیلی با این تفاوت که این هاله را نمی بینید هر چیز تنش زا و تشویش زا که به این هاله برخورد کند به بیرون پرتاب می شود و شما می مانید و آرامش داخل این هاله و هر چه اطراف شما استرس بیشتر شود و داخل هاله یعنی درون شما آرامش بیشتری حکمفرماست.

من نمی گویم در اطراف شما واقعاً هاله ای از انرژی تشکیل می شود ولی حقیقت این است ذهن ناخودآگاه انسان فرق بین واقعیت و تخیل را تشخیص نمی دهد. بنابراین اگر خود را در حفاظی در برابر تشویش فرض کنید واقعاً این گونه خواهد شد.

بالای سر خود شناور شوید.

بعضی مواقع در شرایط فوق العاده هیجانی بهترین راه جدا شدن از خود است! این روش به شما کمک می کند تا آرامتر شوید و چیزهایی را از جهت دیگر ببینید. یک راه جالب این است که در بالای سر خود به حالت معلق در آیید به طوریکه بتوانید از بالا به خود نگاه کنید. اکنون این روش را امتحان کنید.

تصور کنید در بالای سر خود در حال پرواز هستید و مرتب بالاتر می روید از بالا به جسم خود نگاه کنید. تا اینکه به ارتفاعی می رسید که کاملاً احساس آرامش می کنید. متوجه خواهید شد که هر چه بالاتر می روید. احساس می کنید بیشتر از خود جدا شده اید.

شما می توانید خاطرات و تصورات خود را در این روش دخالت دهید حتی می توانید در تصورات خود همراه با دیگران در بالای سر خود پرواز کنید. عکس العمل دیگران را نسبت به خود و عکس العمل خود را نسبت به دیگران مشاهده کنید.

 این چند روش ساده و کاربردی بسیار کارآمد هستند. ولی میزان تاثیر آن به مهارت و تمرین شخص اجرا کننده آن بستگی دارد. خوب چرا معتلید شما هم این روش ها را امتحان کنید. و بگویید از این موقعیت چه چیزی آموختید؟ با ما در «یاد بگیر دات کام» در تماس باشید. و از تجربیات خود برای ما بگویید تا دوستانتان هم از این تجربیات استفاده کنن

   + یک معلم - ٧:٥۳ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٢٠

عشق

   + یک معلم - ٦:۱٠ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٠

تقدیم بامهر

خدایا         کمکم کن پیمانی راکه درطوفان باتو بستم ، درآرامش  فراموش نکنم .

   + یک معلم - ٦:٠٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/۱٠

صداقت

کبری ، تصمیـم نمی گیرد !
دهقان ، فداکاری نمی کند !
پسر ِ شجـاع ، ترسو شده است !
لوک ، بــدشانسی می آورد !
پلنگ ِ صورتی ، زرد شده است !
میتـی کومان ، استعفـا داده است !
پروفسور بــالتازار ، جعلی مدرک گرفته است !
ای کیــو ســان ، مـُـدل ِ مو عوض می کند !
دو قلـــوها ، دست ِ هــم را نمـــی گیــرند !
رابین هـود ، بــا دزد ها رفیق شده است !
پینوکیـو ، به فکر ِ جرّاحی ِِ بینی است !
یـوگی ، دوستـانش را مـی فروشـد !
پـت و مـت ، پُست وزارت گرفته اند ! 
دخترک ِکبریت فروش ، رفته دوبی !
ولی … ولی ، چوپـان ِ دروغگو ، هنوز دروغ می گوید .....

   + یک معلم - ۸:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٩

فقر

فقر چیست؟

 میخواهم بگویم ......

فقر همه جا سر میکشد .......

فقر ، گرسنگی نیست ، عریانی هم نیست ......

فقر ، چیزی را " نداشتن " است ، ولی ، آن چیز پول نیست ..... طلا و غذا نیست

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته یک کتابفروشی می نشیند

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است ،‌ که روزنامه های برگشتی را خرد میکند

فقر ، کتیبه سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند .....

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود .....

فقر ، همه جا سر میکشد ........

فقر ، شب را " بی غذا " سر کردن نیست ..

فقر ، روز را " بی اندیشه" سر کردن است 

استاد فقید دکتر علی شریعتی

   + یک معلم - ۸:٢٦ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٩

زن

زن عشق می کارد و کینه درو می کند...                                                                  

 دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر...                                            

می تواند تنها یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی ......      

 برای ازدواجش ــ در هر سنی ـ اجازه ولی لازم است و تو هر زمانی بخواهی به لطف

قانونگذار میتوانی ازدواج کنی...                                                                          

 در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو...                                                      

 او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی...                                                      

 او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی...                                        

 او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر نباشد...                                      

  او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی...                  

  او مادر می شود و همه جا می پرسند  نام  پدر ........

 

   + یک معلم - ۸:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٩

بخشش

 همه ی کسانی که با دادن  پیامهای منفی به شما آزارتون داده اند، خودشون هم همانقدر هراسان و حاکی از درماندگی بودند که اکنون شما هستید! اونها تنها می توانستند چیزهایی را به شما بیاموزند که خودشان آموخته بودند و تجربه کرده بودند!برای رهایی خودتون از سرزنش دیگرانی که مدام شما رو سرزنش کردند، باید یه مقداری اطلاعات به دست بیارید! اگه امکانش هست سعی کنید درباره ی کودکی پدر و مادرتون و کسانی که سرزنشتون می کردن، اطلاعاتی به دست بیارید! اگه نمیشه، از قوه ی تصورتون کمک بگیرید و فکر کنید که اونها چه طور کودکی ای می تونستن داشته باشن؟اونها چه طور سرزنشهایی رو در کودکیهاشون می تونستن شنیده باشن؟...می بینید! اونها بیشتر از اونچه که خودشون داشته اند که نمی تونستن به شما هدیه بدهند! پس به خودتون بگید آنها خود قربانیان قربانیانی دیگر بوده اند! پس قابل بخشش هستند! 


   + یک معلم - ۱۱:٤٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/۳/٧